تبلیغات
یکی یدونه,عزیز دردونه,دخملای خونه - واکسن دخمل کوچولومون

واکسن دخمل کوچولومون

شنبه 26 فروردین 1391 05:15 ب.ظ

نویسنده : مامان مینا

سلام ,چند وقت بود که نبودیم یعنی وقت نمیشد

اصلا امروز رو دوست ندارم اخه دخمل کوچولومون واکسن 18ماهگیش رو زده و پاش خیلی درد میکنه جوریه که اصلا نمیتونه پاشو تکون بده .

دیشب خیلی ورجه وورجه میکرد و همش با اهنگ ملودی میرقصید .جیگرم براش کباب می شد که فرداش نمتونست از جاش تکون بخوره و خودش هم خبر نداشت .

امروز هم که صبح میخواستیم بریم بهداشت برای واکسن تا لباساشو دید گفت ددر ,وای خدا میدونه چه حالی پیدا کردم چشمام پر شد و نزدیک بود درست و حسابی زار بزنم بیچاره نمیدونست میخواد واکسن بزنه و خوشحالیه ددر رو میکرد.

وقتی رفتیم بهداشت (البته زحمتش رو بابام کشید و با ماشین خودش برد ) تا چند تا بچه دید خوشحالی میکرد ولی تا اولین واکسن زده شد جیغش در اومد و من هم همراه دخملم گریه میکردم اصلا تحمل گریه ها شو ندارم .مسول اونجا گفت که بزارین تا کمی راه بره ولی جوجمون یه ذره راه رفت اخه بدجوری پاش درد میکرد و الان هم که بدتر شده .از موقعی که اومدیم چاپ شده رو زمین و بلند بشو هم نیست.غذا هم نمیخوره و کارش شده شیر خوردن تازه شکلات هم خیلی دوست داره animated gifs of chocolateبه خاطر همین برای اینکه ضعف نکنه شکلات بهش دادم که بخوره.

اینم عکسشه که چاپ زمین شده و داره شیر میخوره

شب هم که به احتمال زیاد تب شدیدی بکنه و باز هم مثل همیشه زحمت نگهداریش میوفته گردن مامانم.

تازه این یادم رفت بگم که بیتا وقتی از درد پاش گریه میکنه با اهنگ ملودی ارومش میکنیم ویا با قورباغه سبزش....small frog animated gif

وای بابا جون بیتا ببخشید ..........خجالت

اخه میدونید چیه؟ بابا جون بیتا (بابای باباش) از قورباغه بدش میاد و ما حتی نمیتونیم اسم قورباغه رو پیشش بیاریم. نیشخند

دوستای خوبمون برای دخملم دعا کنین شب تبش زیاد بالا نره.ممنون و بای بای




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 آذر 1392 10:56 ق.ظ