تبلیغات
یکی یدونه,عزیز دردونه,دخملای خونه - کمک کردن دخملم

کمک کردن دخملم

شنبه 26 فروردین 1391 04:21 ب.ظ

نویسنده : مامان مینا

سلامشِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

شکر خدا امروز حال دخملمون عالیه و بازم شروع کرده خونه رو به هم میریزه به خدا قسم موقعی که مریض بود همش خدا خدا میکردم بلند شه و همه جا رو به هم بزنه ولی حالا که خوب شده .....وای نمیدونم از دستش چیکار کنم .از موقعی هم که واکسن زده شده بیش از اندازه لوس و لجباز شده وقتی چیزی بهش میگم جیغ میکشه زبانکده محصلولی خوب من میدونم چیکار کنم.زبانکده محصل

راستی یه مطلبی رو میخواستم بهتون بگم........

موقعی که من کوچیک بودم مامانم همیشه به من میگفت انشاالله خدا بهت یه بچه بده که تو خونه کار نکنه و فقط بریز و بپاش کنه ....اخه من هیچوقت تو خونمون کار نمیکردم و به مامانم کمک نمیکردم و همیشه کارها گردن خواهرم میوفتاد(الهی بمیرم وقتی یادش میوفتم ناراحت میشمناراحت).ولی خوشبختانه دخترم مثل خودم نیست. اخه امروز که داشتم خونه رو تمیز میکردم و گرد گیری میکردم مبیتا هم از یه طرف کشوی کمدش رو میریخت و از طرف دیگه همونایی که میریخت رو تو کشو میذاشت مثلا داشت کمکم میکرد.موقعی هم که میخواستم جارو برقی بکشم دسته جارو رو گرفت و خودش مشغول شد البته به خیال خودش اخه دسته جارو به جارو برقی وصل نبود.

اینم عکسشه

یا موقعی که لباسهای خشک شده رو از روی طناب اپارتمانی جمع میکردم ماز زیر لباسها رو میکشید و پخش خونه میکرد و بعد دوباره میاورد به خودم میداد.

راستی تازگیها هم یاد گرفته ,موقعی که رو زمین شیر میریزه خودش از کشو دستمال بر میداره و پاکش میکنه.میبینید دیگه دخترم کد بانو,اییییییییییینننه...........

خوب دیگه این هم از کارهای دخترم.....به امید روزی که بزرگ بشه و تمام این مطالب رو بخونه.

فعلا حرفی نیست تا بعد

cow animated gifs




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 آذر 1392 09:58 ق.ظ