تبلیغات
یکی یدونه,عزیز دردونه,دخملای خونه - چند تا عکس قدیمی

چند تا عکس قدیمی

سه شنبه 7 آذر 1391 11:21 ق.ظ

نویسنده : مامان مینا

سلام دوست جونای خودمونزبانکده محصل
انشاالله که تو ایام محرم عزاداریهاتون قبول باشه
از اونجایی که هنوز کابل دوربینمون درست نشده چند تا عکس قدیمی که تو تابستون انداختیم رو براتون میذارم.....تا انشاالله ببینیم این دوربین درست میشه یا نه
بریم عکسها رو ببینیم
اینجا اذر شهر هستش که داریم با مامانی و بابایی بیتا(مامان و بابا باباش) میریم مهاباد (غارسهولان)


بقیه رو تو ادامه مطلب ببینین


روبان قرمز

الهی قربونش برم.......ادم دوست داره فکش رو گاز بگیره


گل صورتی

مثلا باباش اینجا میخواد یه عکس تکی بگیره....خانم مزاحم هم داره از پشت درخت رد میشه


زنبورکها

اینجا هم که تو بغل بابا جونشه



زبانکده محصل
اینجا جلوی غار سهولانه و بابایی و مامانیش دارن سعی میکنن بیتا رو سوار اسب کنن


زبانکده محصل

اما بیتا میترسه و گریه میکنه


زبانکده محصل

اینم چند تا عکس از داخل غار






خوب دیگه دوستهای خوبمون..فعلا همینها رو داشته باشین تا دوباره بازم بیاییم
بای بای

محصل              محصل                 محصل



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 آذر 1392 10:04 ق.ظ